امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

نگاهی به دلایل علاقه به شکار اسپرت از دریچه علم روانشناسی!

دردنیای مدرن امروز شکار به موضوعی بدل شده است که هـمواره مورد بحث و گفتگوی گروه¬های مختلفی قرار می¬گیرد و هریک دلایلی برای موافقت و مخالفت آن عنوان می کنند.  از همین روی عموماً طیف وسیعی از دوستداران طبیعت با هر نگاه و منظری؛ کمابیش در برابر این پرسش قرار گرفته اند که شکار در ذات خویش چه کنشی است؟ قابل قبول است یا غیر قابل قبول؟! پسندیده است یا نکوهیده!
در جامعه¬ی رو به پیشرفت ایران هم، شکار یکی از مقولات بحث برانگیزی است که قطعاً فکر گروه کثیری از دوست¬داران طبیعت را به خود مشغول داشته و موضوع شکار همواره در تلاطم برخوردهای چند سویه و قضاوت¬های ناعادلانه قرار گرفته است. از این رو با گشایش این مبحث سعی داریم نه از منظر احساسات بلکه از دریچه¬ی علم روانشناسی، علاقه به تیراندازی و شکار اسپرت را مورد بررسی قرار دهیم چرا که در این چند ساله دلایل تمایل به شکار، دستخوش کارشناسی¬های بسیار ضعیف قرار گرفته و به مقوله¬ی شکار در حوزه اندیشه و علم کم لطفی شده است.
زمانی که از یک شکارچی قانون¬مند پرسیده می¬شود: « چرا شکار می¬کنید؟ و چه انگیزه¬ای باعث می¬شود که تفنگ¬تان را بردارید و با تمام سختی¬هایی که پیش¬رو دارید به دل طبیعت قدم بگذارید؟» ممکن است کمی جا بخورد و نتواند دلیل قانع کننده¬ای برای لذت بردن از این ورزش را به خوبی توضیح دهد. این امر کاملاً قابل قبول است و دلایل روان¬شناختی انتخاب شکار به عنوان یک ورزش پر تحرّک و هیجان انگیز برای بسیاری از افراد؛ حتی خود شکارچیان نیز در هاله¬ای از ابهام قرار دارد. بنابراین در ادامه دلایلی را عنوان می¬کنیم که از منظر روانشناسی تمایل به شکار را مشخص می‌کند:

ردپای تمایل انسان برای شکار اسپرت را می¬توان در نسل¬های گذشته دنبال کرد. اگر به شکار و تفنگ و تیراندازی علاقه دارید حتماً کمی به عقب برگردید و به شجره نامه‌تان نگاهی بیاندازید؛ مطمئناً یکی از اعضای خانواده¬ی خود‌ را فردی شکارچی و عاشق طبیعت خواهید یافت که گذر سال¬ها گرد فراموشی روی او نشانده است. روان¬شناسان این «بازآفرینی تاریخی» را یکی از دلایل علاقه افراد به شکار ورزشی می-دانند. یعنی رفتن به طبیعت و فعل شکار به صورت ناخودآگاه باعث ایجاد ارتباط و احساس نزدیکی با گذشتگان را در فرد ایجاد می¬کند. همانطور که بسیاری از شکارچیان خاطره انگیز ترین لحظات خود را با پدر و پدر بزرگ¬شان داشته¬اند و برای یادآوری این خاطرات و نوعی ارتباط با گذشته¬‌ی خویش به شکار می¬پردازند.
اما اگر عمیق¬تر به قضیه بنگریم متوجه می¬شویم که این ورزش، شکارچی را به زمان ساده¬تری در گذشته می¬برد. زمانی که نیاز به یافتن خوراک دغدغه¬ی روزمره و همیشگی انسان بوده است و پیشرفت در این امر یکی از مهارت¬های کلیدی بقا محسوب می¬شده است.
روزگاری شکار حیوانات راهی برای رفع گرسنگی و استمرار حیات انسان بود. انسان گرسنه در این راستا نیازمند مهارت و ابزار ویژه¬ای بود. کمین کردن، ردیابی و دیگر شیوه‌های موفقت‌آمیز شکار را با استفاده از نیروی هوش  و ذکاوت از یکسو و مداقه در شیوه¬ی  دیگر موجودات شکارچی را از سوی دیگر می¬آموخت. این دوره یکی از طولانی¬ترین دوره¬های تاریخ در حیات بشری بوده است که انسان¬ها در قالب گروه¬های چهل و پنجاه نفری که معمولاً با یکدیگر دارای روابط خویشاوندی بودند زندگی می‌کردند و جستجوی غذا از طریق شکار یکی مهم-ترین فعالیت اعضای گروه بود.
بنابراین اگر بگوییم شکار در ناخودگاه جمعی ما همچنان وجود دارد بیراه نگفته‌ایم و همین ناخودآگاه جمعی است که میل و کشش برای رفتن به طبیعت را در نهاد همه¬ی انسان¬ها قرار داده است و بسیاری شکار را بهانه¬ای برای رفتن به طبیعت می¬نمایند. امروز به دلیل اینکه بشر از قالب شکارگران گروهی پراکنده شده ¬است و به زندگی شهری سوق داده شده است و از طبیعت وحش به دور ساخته است¬¬ ناخوداگاه این انگیزه در فرد شکارچی ایجاد می¬شود تا از این طریق غریزه طبیعت گرای خود را ارضاء کند. نگاهی به آمار نشان می¬دهد که یکی از بزرگترین طرفداران شکار اسپرت شهرنشینان هستند. از آنجایی که بسیاری از تمایلات غریزی انسان با مدرنیته و زندگی صنعتی امروزی در تناقض هستند بسیاری  از شکارچیان شهرنشین برای رهایی از قیل و قال شهر به بهانه¬ی شکار به دل طبیعت پناه می¬برند  و همین امر در آن‌ها نوعی احساس آرامش را ایجاد می¬کند.
اگرچه تجهیزات شکار امروز بسیار مدرن است و نسبت به گذشته شکار را به ورزشی مفرّح  تبدیل نموده است امّا همین جستجوی برای یک تروفه¬ی مناسب و تعقیب آن، ارتباطی عادلانه را با طبیعت برقرار می¬کند و شکارچی ضمن احترام به طبیعت و حیات وحش تنها زمانی جان یک حیوان را می¬گیرد که دارای استانداردهای لازم برای شکار باشد. در واقع یک شکارچی پس از آن که اصول شکارگری را فرا می¬گیرد و می¬آموزد چگونه مراحل مختلف این ورزش را طی کند و به طور ایمن و به موقع از سلاح استفاده کند، اصول و اخلاق شکار را فرا می¬گیرد و مسئولیت¬های ویژه¬ی این ورزش را در خود متعالی می¬سازد. همین متعالی ساختن مسئولیت¬ در قبال یک جاندار، خوی انسانی و مسئولیت در برابر حفظ جان افراد و همچنین محیط زیست را در فرد می¬پروراند.
 از سوی دیگر شکار امری است که مستقیماً با کشتن و گرفتن جان یک موجود زنده در ارتباط است، این در حالی است که دیگر جنبه¬های زندگی، انسان را چنان به خود مشغول می¬سازد که گاه خود را ابدی و مرگ را بسیار دور می¬بیند. بنابراین شکار درست و قانونمند درک فرد را از حقیقت مرگ و زندگی بالا می¬برد. 
بسیاری از شکارچیان اصیل معتقد هستند که با شکار کردن به احساسی از کمال می¬رسند. یعنی برای دنبال کردن یک هدف مشخص و البته نه چندان ساده، تمام استعداد و مهارت¬های خویش را در بوته محک قرار می¬دهند. کلیه این مهارت‌ها که با تکیه حواس پنجگانه است و در کنار جستجوی تروفه مناسب و درک و تحلیل موقعیت برای شلیک است که اگر تیر به هدف برخورد کند این سیکل نوعی احساس کمال را برای شکارچی به ارمغان می-آورد.     

نوشتن دیدگاه

با سلام و تشکر از حسن توجه شما، لطفا با توجه به حساس بودن سیستم به نام های تکراری نام و نام خانوادگی خود را به صورت کامل و دیدگاه خود را به صورت فارسی بنویسید.