دوماهنامه شکار و طبیعت 1396 / شماره 147
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت تابستان 1396 / شماره 46
دوماهنامه شکار و طبیعت 1396 / شماره 146
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت بهار 1396 / شماره 45
دوماهنامه شکار و طبیعت 1395 / شماره 145
دوماهنامه طبیعت گردی و گردشگری 1395 / شماره 2
دوماهنامه شکار و طبیعت 1395 / شماره 144
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت / پائیز 1395
دوماهنامه طبیعت گردی و گردشگری 1395 / شماره 1
دوماهنامه شکار و طبیعت 1395 / شماره 143
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت تابستان 1395 / شماره 43
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت بهار 1395
دوماهنامه شکار و طبیعت 1395/ شماره 142
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت زمستان 1394/ شماره 41
دوماهنامه شکار و طبیعت 1394 / شماره 141
فصـلنـامـه حفاظت شکار و طبیعت پـائیــز 1394/ شـماره 40 در این شماره می خوانید: 1- صدور پروانه عادی شکار پرندگان وحشی 2- سرگذشت شیر ایرانی 3- در طبیعت چه بخوریم 4- فاصله پرش و اهمیت آن در تفنگ های گلوله زن 5- شکار قوچ 6- پلنگ، رند مخفی کار با صلابت 7- شکار گر شب گرد، روباه قرمز 8- گلشن کویر ایران، طبس 9- نایبندان، سرزمین کویری وحوش و ...
دوماهنامه شکار و طبیعت 1394/ شماره 140
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت تابستان 1394 / شماره 39
دوماهنامه شکار و طبیعت 1394 / شماره 139
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت بهار 1394 / شماره 38
دوماهنامه شکار و طبیعت 1394/ شماره 138
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت پائیز 1393 / شماره 37
دوماهنامه شکار و طبیعت 1393 / شماره 137
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت تابستان 1393 / شماره 36
دوماهنامه شکار و طبیعت 1393 / شماره 136
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت بهار 1393 / شماره 35
دوماهنامه شکار و طبیعت 1393 / شماره 135
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت زمستان 1392 / شماره 34
دوماهنامه شکار و طبیعت 1393 / شماره 134
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت پائیز 1392 / شماره 33
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت تابستان 1392 / شماره 32
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت بهار 1392 / شماره 31
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت زمستان 1391 / شماره 30
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت پائیز 1391 / شماره 29
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت تابستان 1391 / شماره 28
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت بهار 1391 / شماره 27
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت زمستان 1390 / شماره 26
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت پائیز 1390 / شماره 25
فصلنامه حفاظت شکار و طبیعت تابستان 1390 / شماره 24

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

این فهرستی از اصطلاحات مربوط به شکار در زبان فارسی است.

• آمپایه کردن خشک‌کردن یا تاکسیدرمی جانور.
• باد چاق‌کردن
• باد گرفتن حالتی که شکار بوی شکارچی را حس کرده‌است.
• بچه‌قنداق پیش قنداق، محل قرار گرفتن دست در قسمت جلوی تفنگ و زیر لوله که ممکن است از چوب یا پلاستیک سخت باشد.
• پای محور پایی که شکارچی هنگام تیراندازی جلو می‌گذارد.


• پترن‌گیری تیراندازی به هدف استاندارد برای تشخیص نحوه پخش ساچمه‌ها
• پنج‌تیر پران نوعی تفنگ نیمه خودکار (ساچمه زن) که پس از شلیک هر تیر پوکه آنرا به بیرون پرتاب و تفنگ را برای شلیک تیر بعد آماده می‌کند
• پوکه بدنه اصلی فشنگ که هم محل قرار گرفتن باروت است و هم در هنگام شلیک محل انفجار آن است، از نظر ایمنی، نقش پوکه از این نظر مهم است که در هنگام شلیک به خزانه چسبیده و از فرار گازهای داغ باروت که ممکن است منجر به ترکیدن لوله شود جلوگیری می‌کند.
• پیش‌گیری نشانه‌روی به جلوی شکار متحرک.
• تاکسیدرمی خشک کردن جانوران مختلف به شکلی که پس از خشک کردن کاملا طبیعی به نظر برسند.
• تروفه شکاری که رکورد یا در سطح رکورد باشد. معمولاً درباره شاخ جانور می‌گویند.
• تفنگ بالازن تفنگی که پرتابه را بالاتر از محل نشانه روی شده روانه می‌کند (در تفنگهای ساچمه زن).
• تفنگ پایین‌زن تفنگی که پرتابه را پایین تر از محل نشانه روی شده روانه می‌کند(در تفنگهای ساچمه زن).
• تفنگ ته‌پر
• تفنگ دست‌ساز
• تفنگ دست‌کش تفنگی که با حرکت پیش قنداق به جلو و عقب مسلح می‌شود.
• تفنگ دنگی
• تفنگ دولول روی‌هم یا دولول سوار، نوعی تفنگ که دارای دولوله‌است که روی هم قرار دارند.
• تفنگ دولول نوعی تفنگ که روی بدنه آن دو لوله قرار دارد و با فشار ماشه هر دو لوله می‌توانند یکی پس از دیگری شلیک کنند.
• تفنگ ساچمه‌زنی تفنگی که با شلیک هر تیر تعداد زیادی ساچمه را به سمت هدف روانه می‌کند
• تفنگ سرپر تفنگی که یا ریختن باروت، ساچمه و نمد از سر لوله به داخل آن پر می‌شود
• تفنگ سوزنی تفنگهایی که به جای چخماق و سنگ از ضربه سوزن به چاشنی فشنگ برای شروع انفجار و آتش زدن باروت استفاده می‌کنند، اما این اصطلاح به جای تفنگ ساچمه زن هم استفاده شده‌است.
• تفنگ کمرشکن
• تفنگ گلوله‌زنی
• تله
• تله‌گذاری
• تمام چوک
• توله سگ شکار، چه بچه باشد، چه بزرگ.
• تیپچه وسیله‌ای که برای کرک‌گیری با آن صدا درمی‌آورند.
• تیرپس‌تیر شلیک دو تیر پشت سر هم، اولی برای پراندن پرندگان و دومی برای زدن.
• تیرمست شدن حالت جانوری که تیر خورده ولی تیر کارساز نبوده و حیوان به هر سو می‌دود و حمله می کند.
• تیری شدن حالت جانوری که پیش‌تر شاهد تیراندازی بوده و از شکارچی می‌ترسد.
• چارپاره فشنگ با ساچمه‌های بزرگ
• چاقوی استخوان‌شکن
• چاقوی شکاری
• چشم حاکم چشمی که شکارچی با آن نشانه می‌رود.
• چوک تنگ بودن انتهای لوله تفنگ ساچه‌زنی.
• خَف کردن حالت سگی که شکار را می‌بیند ولی در جای خود می‌ماند و به آن نگاه می‌کند.
• دزده‌کشی دور زدن شکار و سر در آوردن از جایی که انتظار ندارد.
• دست حاکم دستی که شکارچی با آن ماشه را می‌چکاند.
• دفک یا پرده (در فارس) که شکارچی پشت آن به سوی شکار می‌رفت. (از تاریخ مسعودی ظل‌السلطان)
• دِکو یا دیکوی، مجسمه پرندگان که برای فریب و شکار پرندگان بکار می‌رود.
• دوربین تفنگ
• رد زدن پیدا کردن مسیر حرکت شکار از روی جای پا و دیگر نشانه‌های آن.
• زاج
• زاج‌کاری
• سالوکی
• سخت‌دان قسمت صخره‌ای کوه
• سختون سخت‌دان
• سر تیر رفتن
• تازی
• سگ شکاری
• شکار جَرگه شکاری که در آن عده زیادی جانوران را به سمت شکارچی می‌رانند.
• شکار هم به معنی شکار کردن و هم به معنی جانوری که شکار می‌شود.
• شکارکُش شکارچی بی اصول. کسی که هدفش کشتن شمار هرچه بیشتری از جانوران است.
• فول چوک
• قُرُق منطقه‌ای که شکار در آن ممنوع است.
• قِلِق ویژگی تیراندازی که در هر تفنگ اندکی با تفنگ مشابه آن فرق دارد.
• قُنداق
• قوش پرنده‌های شکارگیر مثل شاهین و قرقی وطرلان.
• قوش‌بازی فن گرفتن و نگه‌داری و شکار با قوش.
• کرک‌گیری شکار کرک (بلدرچین) با تور و تیپچه.
• کریمپ
• کُله کومه (از تاریخ مسعودی ظل‌السلطان)
• کلّه گرگی دست‌خوشی که شکارچی از چوپان یا اهالی روستا برای زدن گرگ می‌گیرد.
• کمان کامپاند نوعی کمان قرقره‌دار برای تیراندازی و شکار.
• کمین‌کشی انتخاب جای مناسب و انتظار کشیدن برای زدن شکار.
• کوله‌کش کسی که به عنوان دستیار شکارچی، وسایل او را در شکارگاه حمل می‌کند.
• کومه پناهگاهی که شکارچی برای کمین می‌سازد.
• کوه‌مالی کار راندن شکارهای کوه به طرف شکارچی در شکار جرگه.
• گروه تیر محل برخورد چند گلوله از تفنگی ثابت به هدف استاندارد از فاصله استاندارد.
• گُل کردن عمل نکردن تفنگ یا فشنگ.
• گلنگدن
• لگد
• ماهرخ رفتن حالتی که سگ شکاری با پوزه و دست و بدن خود به جهت شکار اشاره می‌کند.
• مَرمی نام دیگر گلوله.
• مگسک شاخص برآمده کوچک فلزی روی انتهای جلوی لوله سلاح که در نشانه‌روی بکار می‌آید.
• نِسار طرف آفتاب‌گیر تپه یا کوه.
• نیم چوک
• هوازنی زدن پرندگان در حال پرواز.
• وِد قطعه نمدی یا پلاستیک که درون فشنگ بین باروت و ساچمه‌ها قرار می‌دهند.